تبليغاتX
پسر آسمونی

تنها چیزی که به آتیش میکشم خاطره های خوبته
آخه تو یه روزی زندگیم بودی
عزیزم دوست دارم حتی اگه تو قلب تو
دیگه جایی واسه من نباشه
آخه من هنوز همونم که بهت گفته بودم
نازینم هر چه هستی باش اما باش

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 22:26  توسط sunboy   | 

قوی باش که در جهان طبیعت ضعیفان پایمالند

راستش از صبح تا حالا که این جمله رو شنیدم با خودم زیاد کلتجار رفتم.این جمله رو استاد کارافرینی بهم گفته بود.یه داستان جالبی هم گفت که براتون میزارم:

یه قاضی بود که می خواست به پسرش راه بهتر زندگی کردن رو یاد بده.پدر به پسرش گفت یک روز رو برو داخل جنگل و هرچی دیدی بیا واسه من تعریف کن.

پسر میره داخل جنگل و یک شیر رو میبینه که دنبال اهو میکنه و گردنش رو میگیره و شروع میکنه به خوردن اهو.وقتی شیر سیر میشه و میره کفتارها و لاشخورها میان و بقیه غذای که اقا شیره خورده رو شروع میکنن به خوردن وقتی خوردن کفتارها و لاشخورها تموم میشه نوبت میرسه به زنبورها اونها هم میان و دلی از غذا در میارن .وقتی اونها هم سیر شدن مورچه ها میان و بقیه استخونهاو اضافها رو میبرن خونشون و می خورن.

پسر بر میگرده خونه و همه چیزهای که دیده واسه پدرش تعریف میکنه و میگه دیگه واسه چی بریم دنبال کار غذا خودش میاد.

پدر به پسر میگه نه پسرم من می خواستم تو شیر باشی تا تو واسه بقیه غذا فراهم کنی نه اینکه ته مونده های بقیه رو بخوری.                          قوی باش که ضعیفان پایمالند.

منتظر نظراتون هستم.      امضاء sunboy

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 17:43  توسط sunboy   | 

 

انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست